ایران بر اساس قوانین جهانی همان طور که از حق غنی سازی و استفاده از دانش هستهای صلح آمیز بدون محدودیت برخوردار است، در باب مدیریت تنگه هرمز نیز از چنین اختیاری برخوردار است و هیچ کشور و نهاد جهانی نیز توان حذف آن را ندارد. اروپایی که ادعای رویکرد به دیپلماسی را سر میدهد و در برابر اصلیترین بحران جهان یعنی تجاوزگری و اشغالگری رژیم صهیونیستی سکوت و به ابراز تأسف بسنده کرده است در اقدامی خارج از منطق قوانین و عرفی به اعمال تحریم به بهانههای جدید علیه ایران پرداخته است.

شورای اتحادیه اروپا دامنه تحریمهای ضدایرانی را به بهانه آنچه «تهدید آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز» خوانده، گسترش داد. شورای اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای اعلام کرد که چارچوب حقوقی تحریمهای خود علیه ایران را که پیشتر به بهانه حمایت نظامی ادعایی تهران از روسیه در جنگ اوکراین و گروههای مقاومت در منطقه غرب آسیا و دریای سرخ ایجاد شده بود، گسترش داده و از این پس افراد و نهادهایی را که به ادعای این شورا در «اقدامات و سیاستهای ایران علیه آزادی کشتیرانی در خاورمیانه» دخیل باشند، هدف قرار خواهد داد. در همین حال نمایندگان پارلمان اروپا نیز قطعنامهای ضد ایرانی را به بهانه مسائل حقوق بشری و با هدف افزایش فشار سیاسی بر تهران تصویب کردند.در این قطعنامه با تکرار ادعاهای بیاساس علیه جمهوری اسلامی ایران، از اتحادیه اروپا خواسته شده است تحریمها علیه مقامها، نهادها و نمایندگان دیپلماتیک ایران را تشدید کند. قانونگذاران اروپایی که چشم خود را بر آثار ضد انسانی تحریمهای ظالمانه غرب بر زندگی مردم ایران، از جمله محدودیت در دسترسی به دارو و اقلام حیاتی بستهاند، در اقدامی تناقضآمیز نسبت به دسترسی مردم ایران به اینترنت ابراز نگرانی کردهاند. نمایندگان پارلمان اروپا همچنین در ادامه رویکرد مداخلهجویانه خود، خواستار تأمین بودجه کافی برای پیگیری سازوکارهای حقوق بشری علیه ایران شدند؛ رویکردی که تهران آن را ادامه استفاده ابزاری غرب از حقوق بشر برای پیشبرد اهداف سیاسی میداند.
در ادامه همین مسیر نیز مارک روته دبیر کل ناتو اعلام کرد که آمریکا میتواند از پایگاههای اروپایی برای عملیات نظامی خود استفاده کند.دبیر کل ناتو همچنین تاکید کرد، به عنوان یک اتحاد غربی-اروپایی، ما میتوانیم به ایالات متحده آمریکا در تلاشهایش برای بازگرداندن آزادی دریانوردی در تنگه هرمز کمک کنیم. این مواضع از سوی اروپاییها در الی صورت میگیرد که در باب آن چند نکته قابل توجه است. اولا آنکه اقدام ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز براساس حق قانونی و بین المللی حق دفاع مشروع است چنانکه ایران زمانی بر اساس حسن نیت و اصل همسایگانی و نقش آفرینی تعاملی از این حق قانونی استفاده نمی کرد حال آنکه تجاوزگری آمریکایی- صهیونی علیه و سکوت مدعیان حقوق بشر و سازمانهای بینالمللی در برابر آن و مشارکت برخی کشورهای منطقه در این جنگ افروزی، ایران را به سمت اجرای این حق سوق داد. ثانیا اروپا در حالی ادعای تحریم برای اجرای قوانین بین المللی را سر می دهد که همین کشورها 80 سال است که در برابر اشغال فلسطین و جنایات رژیم صهیونی هیچ اقدامی صورت ندادهاند و حتی واکنش آنها به توقیف ناوگان صمود نیز رنگ و بوی نژادپرستی داشته و اعتراضشان به حقارت اتباع غربی بوده و نه رنجی که به ملت فلسطین داده می شود و یا نقض قوانین جهانی. اروپاییها حتی در برابر محاصره تنگه هرمز و ابراههای بین المللی توسط آمریکا سکوت کردهاند حال آنکه این رفتار خلاق قانون و دزدی دریایی اشکار است. اروپا که خود سرقت کشتیهای روسی رو انجام میدهد و اعمال محدودیت را اجرا میکند نمیتواند سخن از قانون مداری و بازشدن تنگه هرمز داشته باشد.
اروپا در حالی تحریم علیه ایران به بهانه حقوق بین الملل را مطرح می سازد که همین کشورها سالهاست تحریمهایی غیر قانونی را علیه ایران وضع کردهاند چنانکه خانم دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور قهری یک جانبه رسما تحریمها را ضد بشری، جنایت علیه انسانیت، نقض قوانین بین المللی و منشور ملل متحد دانسته و بر لزوم لغو تحریمها و بازخواست و مجازات آمران و عاملان آن تاکید دارد.
ثالثا اروپا در حالی تحریم علیه ایران به بهانه حقوق بین الملل را مطرح می سازد که همین کشورها سالهاست تحریمهایی غیر قانونی را علیه ایران وضع کردهاند چنانکه خانم دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور قهری یک جانبه رسما تحریمها را ضد بشری، جنایت علیه انسانیت، نقض قوانین بین المللی و منشور ملل متحد دانسته و بر لزوم لغو تحریمها و بازخواست و مجازات آمران و عاملان آن تاکید دارد.
جان کلام آن است که ایران بر اساس قوانین جهانی همتن طور که از حق غنی سازی و استفاده از دانش هستهای صلح آمیز بدون محدودیت برخوردار است در باب مدیریت تنگه هرمز نیز از چنین اختیاری برخوردار است و هیچ کشور و نهاد جهانی نیز توان حذف آن را ندارد. تنگه هرمز همچون دانش هستهای ابزارهای قدرت ایران در برابر متجاوزان و نیز تحقق امنیت ملی خود و منطقه است و رفتارهایی همچون ادعاهای تحریمی اروپا از یک سو احیای آبروی از دست رفته اتحادیه اروپا را به دلیل بازی در زمین آمریکا و رژیم صهیونی را رقم نمی زند و از سوی دیگر ایران بر حق خویش در تنگه هرمز و هستهای و شروط مذاگراتی تاکید دارد و اروپا با تهدید و ارعاب نمیتواند خللی در این روند ایجاد نماید. این رفتارها جز بحران تر ساختن وضعیت اسفناک انرژی برای اروپا و تضعیف موقعیت جهانی آنها نتیجهای به همراه ندارد. این رفتارها نشان می دهد که مدیریت هوشمند بر تنگه هرمز برای ایران نه یک انتخاب بلکه یک اجبار برای پایان دادن به رفتارهای زیاده خواهانه از جمله رفتارهای بی منطق و غیر اصولی اروپا به عنوان یکی از شرکای اصلی آمریکا و رژیم صهیونی است. غرب باید در یابد که تنگه هرمز با فشار و تهدید و تحریم بازگشایی نمی شود و کشورها و سازمانهای جهانی گزینهای جز تکمین به حق قانونی در مدیریت تنگه هرمز و شروط مذاکراتی آن هیچ گزینهای ندارد.